خشونت خانگی و آزار جنسی


اصفهان
22 سال
دیپلم
ریاضی
درونگرا
متوسط
زن
مجرد
فکری
موزیسین،قهرمان هنر های رزمی
فیزیک
شیمی
متن پرسش 1403/12/30
من توسط پدر و برادرم مورد آزار جنسی و شکنجه شدید جسمی قرار میگیرم و بخاطر اضطراب و ترس زیاد زندگیم مختل شده.
خیلی خیلی سخت تلاش کردم ازشون جدا بشم،دوبار دانشگاه دولتی روزانه قبول شدم و مدتی خوابگاه بودم ولی بخاطر نداشتن هزینه های اولیه زندگی و عدم حمایت از طرف خانواده، مجبور شدم برگردم شهرم تا کار کنم.
گاهی با تهدید مرگ از چاقو و یا میله فلزی استفاده میکنند گاهی توی کتک زدن ،تا جایی پیش میرن که من بیهوش میشم و همسایه ها پلیس خبر میکنند.
من میدونم که یک انسان بالغ ،مستقل و شریف هستم ،نه یک اسباب بازی جهت تخلیه خشم یا شهوت دیگران‌
این نوع زندگی حق هیچ انسانی نیست.

پاسخ مشاور 1404/01/15

متأسفم که شما این وضعیت سخت و بی‌نهایت دردناکی را تجربه می‌کنید. این نوع آزار و شکنجه از سوی نزدیک‌ترین افراد به شما واقعاً غیرقابل‌تحمل است و به هیچ وجه نمی‌توان آن را توجیه کرد.

اولین و مهم‌ترین نکته این است که باید به دنبال کمک باشید. در این شرایط، ایمنی و سلامت روانی شما در اولویت است. این موارد را در نظر بگیرید:



  1. درخواست کمک فوری: اگر در خطر جدی هستید یا احساس می‌کنید که سلامتی شما در خطر است، لطفاً بلافاصله با پلیس یا نهادهای حمایت از زنان و قربانیان خشونت تماس بگیرید. گزارش وضعیت به مقامات می‌تواند به شما کمک کند تا در امان باشید.




  2. حمایت روانی: به دنبال مشاوره و حمایت روانی باشید. می‌توانید با مشاوران، روان‌شناسان و یا کارشناسان بهداشت روانی صحبت کنید که می‌توانند در کنار شما باشند و به شما کمک کنند تا با اضطراب و ترس خود کنار بیایید.




  3. ارتباط با سازمان‌های غیر دولتی: در بسیاری از کشورها، سازمان‌های غیر دولتی وجود دارند که به قربانیان آزار و خشونت کمک می‌کنند. این سازمان‌ها ممکن است مشاوره، پناهگاه و یا حمایت‌های دیگر ارائه دهند.




  4. ایجاد یک برنامه برای خروج: سعی کنید یک برنامه منسجم برای خروج از این وضعیت تهیه کنید. این شامل جستجوی گزینه‌های مسکن، کار و برنامه‌هایی برای تأمین نیازهای اولیه شما می‌شود.




  5. حفظ مدرک: تمام نشانه‌ها و شواهد آزار را حفظ کنید. این‌ها می‌توانند در مراحل قانونی به شما کمک کنند.



به یاد داشته باشید، شما تنها نیستید و کمک در دسترس شماست. شجاعت شما در صحبت کردن درباره این موضوع یک قدم مهم به جلو است. امیدوارم که بتوانید به زندگی و شادی که شایسته آن هستید دست یابید.



مشاوره شغلی تلفنی
پیشنهاد می کنیم برای دریافت مشاوره تخصصی، از مشاوره تلفنی روان نت استفاده نمایید
طراحی سایت کسب و کار
اگر هنوز برای کسب و کارتان وب سایتی طراحی نکرده اید، این کار را به تیم با تجربه روان نت بسپارید طراحی سایت
مشاوره شغلی رایگان
اگر به مشاوره شغلی، اقتصادی و یا مالی نیازمندید، این فرصت را از دست ندهید. مشاوره شغلی
حمایت مالی
پاسخ این مشاوره برای شما مفید بود؟ در صورت تمایل می توانید با پرداخت تنها 10000 تومان از تیم روان نت حمایت کنید حمایت مالی
برچسب ها
روانشناسی فردی
مشاوره های مرتبط
حس افسردگی و بی ارزشی
سلام، من در حال حاضر با چندین مشکل روانی دست و پنجه نرم می‌کنم که باعث شده به شدت احساس تنش و استرس داشته باشم. تصمیم گرفتم برای کمک به شما پیام بدم تا شاید راه‌حلی پیدا کنم. اول از همه، احساس می‌کنم که درونم یک فشار سنگین وجود دارد که باعث افسردگی و بی‌انگیزگی من شده است. این احساس بی‌ارزشی به ...

آینده ی یک نوجوان
من آرام هستم و داخل یه شهرستان کوچیک داخل استان فارس زندگی می کنم و عاشق اینم که فوتبالیست بشم و داخل یه تیم به نام ستارگان خور فوتسال بازی می کنم ، آیا می تونم برم به تبم منچسترسیتی داخل انگلیس و اونجا بازی کنم یا آینده ای ندارم ؟

اضطراب
سلام و درود... مدتی هست که به دلیل شرایط متفاوت اطرافم درگیر ناراحتی دائم و حتی گریه های شبانه هستم،به طوری که عملا کل زندگیم مختل شده و هیچ انگیزه و توانایی ای برای انجام هیچ کاری ندارم...خواهش میکنم راهنماییم کنید🙏🏻🙏🏻🙏🏻

مشکل رابطه
سلام ممنن میشم کمکم کنین :( من دخترم 20 سالمه پارتنرم 32 سالشه از هم دوریم رابطمون لانگ هست . همدیگرو اصلا از نزدیک ندیدیم و یکی دوبار باهم تماس داشتیم بخاطر شرایط و البته وقتی بهش گفتم بهم زنگ بزن بهم گفت نمیخاد همینجوری چتی خوبه :( ما یکساله تقریبا که باهمیم پارتنرم قبلا عاشق کسی بود یه 7 یا 8 سال ...

ماندن در گذشته
اتفاقاتی در گذشته افتادن که همش فکرم درگیر اونهاست و نمیتونم از سرم خارجشون کنم

تمرکز ندارم.هیچ کاری نمیتونم انجام بدم. میترسم. غمگینم. فکر میکنم مردن راحت تر ازندگیه
تمرکز ندارم.هیچ کاری نمیتونم انجام بدم. میترسم. غمگینم. فکر میکنم مردن راحت تر ازندگیه

بیماری خاص
من بیماری خاص دارم و نیاز دارم مشاوره ای داشته باشم

بدبختی
سلام من فاطمم ۲۲ سالمه و حس ادامه زندگی ندارم بابام کار و حقوق نداره مامانم میخواد چشاشو عمل کنه ۵۰ میلیون پول عملشه از یه طرف هرروز فشارش بالا میره منم نگرانش میشم امروز بابام یه حالتی شد ترسیدیم ینی من وقتی مامان بابامو اینجوری میبینم تیکه پاره میشم منم بچه اخرم خواهر برادرام ازدواج کردن م ...

وسواس فکری اجباری
سلام دانشجوی پرستاری هستم 20 سالمه قبلا سابقه وسواس فکری داشتم ک خوب شده برای کار آموزی بخش روان بیمارستان شهر اومدم و با دیدن بیمارا همزاد پنداری میکنم و همش احساس میکنم ک ممکنه این اتفاقا واسه من بیفته مثلا میگم نکنه حالا ک پدری ب دخترش تجاوز کرد پدر منم تجاوز کنه لازمه بگم پدرم بشدت چشم پاک ...

مشکلات فردی
من خیلی حرف میزنم بلند بلند بعضی وقتها اصلأ چرت و پرتی میگم خاطرات دروغین میگم هیچ وقت اولویت هیچ کدوم از دوستانم نیستم خانواده همسرم دوستم ندارند و منو به حساب نمیارم و مسخره میکنن