سوگ و عشق


تهران
26 سال
لیسانس
طراحی لباس
درونگرا
کم
زن
مجرد
فکری
طراح و گرافیست
کتب مربوط به هنر
فیزیک
متن پرسش 1403/05/07
سلام... ده سالی هست عزیزی فوت کرده که با من هیچ نسبتی نداشته و منو نمیشناخته اما من عاشقش بودم... تو تمام این ده سال هرگز نتونستم فراموشش کنم و حتی واسه اینکه بتونم بهتر کنار بیام دانشگاه رشته ی هنر انتخاب کردم و درس خوندم که سرم گرم بشه اما فایده نداشت... هنوزم خوابشو میبینم و بغلم میکنه و تو خوابام منو میشناسه انگار... حسش میکنم... با اینکه نیست اما دلم نمیخواد با هیچ مردی حتی هم کلام بشم... دلم براش تنگ شده افسردگی شدید گرفتم و روز به روز از نبودنش دارم بدتر میشم... بهم راهکار فراموش کردن ندید چون میدونم امکانش نیست و عشق واقعی فراموش نمیشه... فقط بگید چطور انگیزه و تمرکز بهم برگرده بتونم کار کنم و خودمو از این شرایط نجات بدم... در ضمن بگم که هر کاری بگید کردم از ورزش و درس و کار تا هر موضوعی... نمیتونم ! وقتی دلم براش تنگ میشه نمیتونم هیج کاری بکنم و فقط عکساشو نگاه میکنم... خیلی موارد دیگه هم هست که الان ذهنم یاری نمیکنه فقط میگم خسته شدم از زنده مانی... دیگه هیچی خوشحالم نمیکنه... همه چیز برام مقطعی شده...💔

پاسخ مشاور 1403/12/19

سلام، خیلی متأسفم که این احساسات و دردهای عمیق را تجربه می‌کنید. عشق و دلتنگی برای کسی که از دست رفته، می‌تواند بسیار سخت و طاقت‌فرسا باشد. احساساتی که توصیف کردید، نشان‌دهنده عمق عشق و ارتباطی است که با آن فرد داشتید. درک می‌کنم که این موضوع برای شما بسیار سنگین است.

اینجا چند راهکار برای کمک به شما در بازگشت به وضعیت بهتری وجود دارد:

1. مراجعه به مشاور یا روانشناس:


  • یکی از بهترین روش‌ها برای مواجهه با احساسات عمیق و درد، صحبت کردن با یک متخصص است. مشاور می‌تواند به شما کمک کند تا احساسات خود را بهتر درک کنید و روش‌های موثری برای مدیریت آنها بیاموزید.

2. نوشتن احساسات:


  • هر روز چند دقیقه وقت بگذارید و احساسات خود را بنویسید. این کار می‌تواند به تخلیه‌ی عواطف شما کمک کند و به آرامش ذهنی‌تان کمک نماید.

3. هنر و خلاقیت:


  • چون شما در رشته هنر درس خواندید، سعی کنید از طریق خلق آثار هنری، احساسات خود را ابراز کنید. نقاشی، نوشتن شعر یا موسیقی می‌تواند فضایی برای بیان عواطفی که درونتان دارید فراهم کند.

4. توجه به خود:


  • به خودتان وقت بگذارید و کارهایی انجام دهید که قبلاً برایتان خوشایند بوده‌اند. ممکن است در ابتدا سخت باشد، ولی آرامش و رضایت کم‌کم به شما بازخواهد گشت.

5. تنظیم یک برنامه روزانه:


  • برای خود یک برنامه منظم بسازید و سعی کنید به آن پایبند باشید. فعالیت‌های روزمره می‌توانند به حفظ تمرکز و انگیزه کمک کنند.

6. توجه به سلامتی جسمانی:


  • ادامه دادن به ورزش، تغذیه‌ی سالم و خواب کافی می‌تواند تأثیر بسیار مثبتی بر حال روحی شما بگذارد. این موارد به شما کمک می‌کنند احساس بهتری داشته باشید.

7. دریافت حمایت از نزدیکان:


  • با دوستان و خانواده‌تان در مورد احساسات خود صحبت کنید. گفتگو با آن‌ها می‌تواند به کاهش احساس تنهایی و افزایش حس حمایت کمک کند.

8. مدیتیشن و تمرین‌های تنفس:


  • تمرین‌های مدیتیشن و تنفس عمیق می‌توانند به آرامش ذهنی شما کمک کنند و استرس را کاهش دهند.

9. جستجوی معنا:


  • به دنبال فعالیت‌هایی باشید که به شما حس معنا بدهند، مثل کمک به دیگران یا مشارکت در فعالیت‌های اجتماعی.

به یاد داشته باشید که بهبود زمان می‌برد و باید به خودتان اجازه دهید که احساساتتان را تجربه کنید. کرامت و احساس خود را ارزیابی کنید و به خودتان محبت کنید. اگر نیاز به کمک بیشتری دارید، همیشه اینجا هستم.



مشاوره شغلی تلفنی
پیشنهاد می کنیم برای دریافت مشاوره تخصصی، از مشاوره تلفنی روان نت استفاده نمایید
طراحی سایت کسب و کار
اگر هنوز برای کسب و کارتان وب سایتی طراحی نکرده اید، این کار را به تیم با تجربه روان نت بسپارید طراحی سایت
مشاوره شغلی رایگان
اگر به مشاوره شغلی، اقتصادی و یا مالی نیازمندید، این فرصت را از دست ندهید. مشاوره شغلی
حمایت مالی
پاسخ این مشاوره برای شما مفید بود؟ در صورت تمایل می توانید با پرداخت تنها 10000 تومان از تیم روان نت حمایت کنید حمایت مالی
برچسب ها
روانشناسی فردی
مشاوره های مرتبط
تمرکز ندارم.هیچ کاری نمیتونم انجام بدم. میترسم. غمگینم. فکر میکنم مردن راحت تر ازندگیه
تمرکز ندارم.هیچ کاری نمیتونم انجام بدم. میترسم. غمگینم. فکر میکنم مردن راحت تر ازندگیه

بیماری خاص
من بیماری خاص دارم و نیاز دارم مشاوره ای داشته باشم

بدبختی
سلام من فاطمم ۲۲ سالمه و حس ادامه زندگی ندارم بابام کار و حقوق نداره مامانم میخواد چشاشو عمل کنه ۵۰ میلیون پول عملشه از یه طرف هرروز فشارش بالا میره منم نگرانش میشم امروز بابام یه حالتی شد ترسیدیم ینی من وقتی مامان بابامو اینجوری میبینم تیکه پاره میشم منم بچه اخرم خواهر برادرام ازدواج کردن م ...

وسواس فکری اجباری
سلام دانشجوی پرستاری هستم 20 سالمه قبلا سابقه وسواس فکری داشتم ک خوب شده برای کار آموزی بخش روان بیمارستان شهر اومدم و با دیدن بیمارا همزاد پنداری میکنم و همش احساس میکنم ک ممکنه این اتفاقا واسه من بیفته مثلا میگم نکنه حالا ک پدری ب دخترش تجاوز کرد پدر منم تجاوز کنه لازمه بگم پدرم بشدت چشم پاک ...

مشکلات فردی
من خیلی حرف میزنم بلند بلند بعضی وقتها اصلأ چرت و پرتی میگم خاطرات دروغین میگم هیچ وقت اولویت هیچ کدوم از دوستانم نیستم خانواده همسرم دوستم ندارند و منو به حساب نمیارم و مسخره میکنن

حقیقت گذشته و آینده در بازه زندگی شخصی
من قبلا با چندین تا پسر دوست بودم و بعضی از اون ها بهم نزدیک شدن یعنی لمس شدم ولی هیچ وقت رابطه جنسی و این چیزا نداشتیم و خیلی از پارتنر های من مجازی بودن و حالا من با شخصی آشنا شدم و شیش ماهه دوست هستیم آیا واقعا لازمه من راجب گذشته ک همه اینارو بهش بگم یعنی باید بدونه؟ چون گذشته که داشتم دیگه ا ...

انتخاب شغل درست
سلام. من آقا 33 سالمه ومتاهل هستم، بعنوان فروشنده تویه فروشگاه کارمیکنم تاامروز چندبار سعی کردم دنبال شغلی مناسب براخودم باشم، هربارم چند ماهی درگیرشون بودم ولی درنهایت نتونستم ادامه بدم و دوباره برگشتم به کارکردن برا بقیه! الان خیلی احساس بیهودگی میکنم یعنی وضعیت شغلی که الان توشم واقعا بیشتراز ...

افسردگی و نجات از وضعیت پیش اومده
نزدیک سه سال با یه پسری دوست بودم و بهم زدیم مقصر تقریبا جفتمون بودیم من پسره را میخام باش رفیق باشم بدون اون نمیتونم ولی این دفعه مقصر من بودم خرابس کردم و تموم کردم اونم نمیخاد دیگه باهام دوست باشه احساس میکنم بدون اون نمیتونم تو این سه ساال هر رور بیشتر وابسته شدم و احساس میکنم کودک درونم مرده به ...

درامدزایی درخانه
میخوام درکنار کارهای خانه شغلی درخانه داشته باشم

تنبیه بدنی توسط معلم و تحقیر شدن جلوی بچه ها و همچنین درد ناکی تنبیه
سلام معلمم همیشه منو تنبیه می کنه باید چه کارکنم معلم گفته چون اول سال اذیت کردی باید هرروز جلوی بچه ها تنبیه بندی بشی